وقت تنگ است کسی گفت :بیا تا برویم
بوی مردار گرفتیم از اینجا برویم

چشم چرخاند و زمین دور سرم می چرخید
ناگهان باز کسی گفت خدا را برویم

عشق در معرکه امروز غریب است غریب
کاش فرصت بدهد مرگ که فردا برویم

کم بگویید که این چشم به راهی تا کی ؟
ترسم آخر همه از خاطر دنیا برویم

ما از این -ماندن بی عشق - دگر خسته شدیم
گر دلت پا به رکاب است بیا تا برویم

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢٩ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ توسط هیچی نظرات ()