بیا تا برویم

وقت تنگ است کسی گفت :بیا تا برویم
بوی مردار گرفتیم از اینجا برویم

چشم چرخاند و زمین دور سرم می چرخید
ناگهان باز کسی گفت خدا را برویم

عشق در معرکه امروز غریب است غریب
کاش فرصت بدهد مرگ که فردا برویم

کم بگویید که این چشم به راهی تا کی ؟
ترسم آخر همه از خاطر دنیا برویم

ما از این -ماندن بی عشق - دگر خسته شدیم
گر دلت پا به رکاب است بیا تا برویم

/ 7 نظر / 11 بازدید
فریادیاسکوت

یه داستان مینی مال از لاکنر توی وبم هست بیا بخون بد نیست ...

فریادیاسکوت

من که لایق نیستم برای چون تویی دعا کنم . ولی دیشب موقع قرآن خوندن خیلی دعات کردم ....

علی فره وشی

بسیار عالی بود .بهتر نیست اسم شاعرها راهم بنویسید؟