امشب ز غمت، میان خون خواهم خفت

وز بستر عافیت، برون خواهم خفت

باور نکنی، خیال خود را بفرست

تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت

/ 4 نظر / 6 بازدید
فریاد یا سکوت

غمت در نهان خانه ی دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند .... یا این طور بهتره غم سالهاست بر جگر پاره پاره ام با هر بهانه وصله ی ناجور می زند ...