همی نالم که مادر در برم نیست

صفای سایه او بر سرم نیست

مرا گر دولت عالم ببخشند

برابر با نگاه مادرم نیست

.

.

.

گر چه دیگر نمی بینم گل روی تو را

خاطراتت را در این غمنامه مهمان می کنم

گوهر یکدانه ام نازنین محبوب من

تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم

خدا رحمتت کنه مادرم

الهی آمین

 

 

 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریادیاسکوت

وای حسام حتما خبرم کن از نگرانی حالم بد شده .....

فریادیاسکوت

تو رو خدا حسام جان هر وقت اومدی بهم بگو مامان خودت بوده یا مامان بزرگت اشک تو چشام حلقه زده ..

فریادیاسکوت

از خدا برات آرامش می خوام دعا می کنم امام حسین دست بزاره رو دلت آروم شی عزیزم ...

فریادیاسکوت

همش به یاد مادر هستم دارم می رم مشهد اونجا براش نماز می خونم ... برای توام دعا می کنم آروم شی

فریادیاسکوت

مشهد برای مادر کلی دعا کردم و به جاشون نماز زیارت خوندم اگه لایق باشیم

فریادیاسکوت

از حالت بی خبرم نذار چه طوری ؟

مهدیه

یه هفتس دارم فکر میکنم که بتونم یه جوابی روی دست نوشته هات بدمإ ولی نتونستم... نمیدونم چرا حرفی و جوابی نمیشه زد. امیدوارم تا آخر عمرت همینجوری پ[گل]اک سیرت بمونی

فریادیاسکوت

سلام ....... خداحافظت باشه

فریادیاسکوت

سلام .......... ............................................ ............................ ....................................