نمی دانم چرا

نمی دانم چرا امشب دل نیلوفری پژمرد

چرا پروانه عشقی درون پیله اش افسرد

نمی دانم چرا عاشق نباید شادمان باشد

چرا بی خانه و تنها چرا بی همزبان باشد

نمی دانم کدامین دل برایم تنگ می گردد

به دنبال مزار من کدامین چشم می گردد

نمی دانم کجا این دل به مسلخ برده خواهد شد

کجا آوازه دردم زخاطر برده خواهد شد

/ 8 نظر / 6 بازدید
پ-ش

سلام اگه بدونی دنبال چی میگشتم که به وب شما ختم شد شاخ در می آری.یک سر به من بزن خوشحال میشم

نسترن

سلام وبت خیلی جذابه چرا آپ نمیشین؟

نیما

امشب ز پشته ي ابرها بيرون نيامد ماه بشکن قرق را ماه من بيرون بيا امشب گشتم تمام کوچه ها را يک نفس هم نيست شايد که بخشيدند دنيا را به ما امشب طاقت نمي آرم تو که مي داني از ديشب بايد چه رنجي برده باشم بي تو تا امشب اي ماجراي شعر و شب هاي جنون من آخر چگونه سر کنم بي ماجرا امشب؟